شهر مینیاتوری Abingdon

حدود 50 کیلومتری جنوب پرث کنار شهر Mandurah یک شهر مینیاتوری قرار دارد که توسط یک زوج انگلیسی ساخته شده. این شهر یک کپی از ساختمان‌های تاریخی شهر Abingdon واقع در آکسفوردشایر انگلیس است که به مقیاس 1 به 25 ساخته شده است. این عکس‌ها رو امروز (یکشنبه 6 ژانویه 2008) گرفتم:






















  
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٦


باز هم درباره مهاجرت

تا حالا چند نفر از من در مورد اينكه از مهاجرت به استراليا راضي هستم يا نه و اينكه انتظاراتي كه قبل از مهاجرت از استراليا داشتي برآورد شده پرسيدن كه سعي ميكنم اينجا به اين دو تا سئوال كلي جواب بدم:
اول از همه اينكه قبل از مهاجرت به قول يكي از دوستان (بهرنگ) چنان عطشي براي رسيدن به اينجا داشتيم كه هر ثانيه‌اي كه ميگذشت و ويزا آماده نمي‌شد انكار برامون يك سال گذشته و فقط و فقط به اين فكر ميكرديم كه هرچه زودتر ايران رو ترك كنيم و برسيم اينجا تا ديگه زندگي‌مون از اين رو به اون رو بشه و خوشبخت‌ترين آدم روي زمين بشيم. هرچند كه در ظاهر به همه ميگفتيم: "ما ميدونيم كه اونجا هم مشكلات خودشو داره و براي زندگي بايد تلاش مضاعفي بكنيم" ولي در باطن به تنها چيزي كه فكر ميكرديم اين بود كه برسيم اينجا. منظورم از اين حرف اين نيست كه استراليا انتظارات منو برآورد نكرده، انتظاراتم رو برآورد كرده فقط منظورم اينه كه اون عطش (كه البته در جاي خودش عطش خوبي هم هست) ظرف حداكثر چند ماه (شايد هم چند هفته) از بين ميره و زندگي عادي ميشه.
يادمه يك كامنت قبل از اينكه بيام استراليا يكي از دوستان كه فكر ميكنم اسمشون آرش خان بود گذاشته بود در مورد اينكه وقتي آدم ميخواد چيزي رو به دست بياره تا به دستش نياورده خودشو به هر آب و آتشي ميزنه ولي وقتي اونو به دست آورد ديگه براش عادي ميشه و بعضي وقتها هم ميگه از اينكه شرايط جديد من اينه راضي نيستم مثال خوبي هم از ازدواج زده بود كه اكثر مردم (چه خانم چه آقا) قبل از ازدواج هركاري ميكنن كه ازدواج كنن ولي بعدش هر كي رو ميبينن ميگن ازدواج نكني ها!! بدبخت ميشي .
قبلا" با يه جدول ايران رو با استراليا مقايسه كردم كه دوستان هم لطف كردن پارامترهاي مهم ديگه‌اي دو متذكر شدن. عطش من هم به استراليا از بين رفته ولي از اينكه اين تصميم رو گرفتم و مهاجرت كردم نه تنها اصلا" پشيمون نيستم، بلكه اگه الان منو برگردونن به سه سال قبل تو ايران (كار و خونه و درآمد نسبتا" مساعد و ...) بازهم براي مهاجرت به استراليا و بخصوص پرت اقدام ميكنم. اگه بخوام مزاياي اينجا رو ليست كنم ميشه اينها رو گفت:
- امنيت و رفاه اجتماعي: شما با هر سطح درآمدي تو استراليا زندگي معقولي خواهيد داشت.
- تفريح متناسب به درآمد و آزادي در انتخاب نوع تفريح.
- شرايط مناسب و موقعيت‌هاي مختلف براي فرزندان. (اينو توي يه پست ديگه درموردش صحبت ميكنم كه فرق اينجا با ايران در رابطه با شرايط زندگي و تحصيل براي بچه‌ها چيه)
- امكان ادامه تحصيل در هر سني كه باشين.
- نبودن ترافيك غير منطقي و اعصاب خوردكن
- بنزين اينجا سهميه بندي نيست هرچند بنرين گرون به نظر ميرسه ولي نسبت به درآمد اينجا خيلي هم گرون نيست (الان ليتري حدود يك دلار و سي سنت)
- هيچ نوع طرح امنيت و غيره اينجا برگزار نميشه و تا كسي قانون رو زير پا نذاره، هيچ احدي‌الناسي كاري با آدم نداره.
اينها رو نگفتم كه بگم ايران جاي خوبي نيست. من هنوز هم به ايران رو با تمام وجودم دوست دارم ولي تا وقتي شرايطش اينه من حاضر نيستم اونجا زندگي كنم.

خيلي طولاني شد. به هرحال توصيه من به دوستاني كه در حال مهاجرت هستن چه اونها كه تازه دارن اقدام ميكنن و چه اونها كه در مراحل نهايي گرفتن ويزا هستن اينه كه با ذهن آماده به اينجا بيان يعني خودشون رو براي شرايط جديد آماده كنن.

خوب باشيد.


  
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ دی ۱۳۸٦


ينگه دنيا

پيشرفت هاى قرن نوزدهم اروپا ، و تحولاتى كه در پى آن به وقوع پيوست ، كليت دنياى اسلام را دچار نوعى شوك فرهنگى -- سياسى كرد كه بازتاب آن را در بسيارى از نوشته هاى آن دوران باز مى بينيم .

نامه اى كه فتحعلى شاه قاجار به سفير ايران در استانبول نوشته بود ، نمايانگر حيرت او از دنياى غرب است .
اين نامه را با هم مى خوانيم :


" سفارت مآبا !
اولا : بر ذمت همت تو لازم است كه به درستى تحقيق كنى كه وسعت ملك فرنگستان چقدر است ؟ كسى بنام پادشاه فرنگ هست يا نه ؟ و در صورت بودن ،پايتختش كجاست ؟
ثانيا : فرنگستان عبارت از چند ايل شهر نشين يا چادر نشين است ؟ خوانين و سر كردگان ايشان كيانند ؟
ثالثا : در باب فرانسه ، غور رسى خوبى بكن و ببين فرانسه هم يكى از ايلات فرنگ است يا گروهى و ملكى ديگر دارد ؟ بناپارت نام كافرى كه خود را پادشاه فرانسه ميداند كيست و چيكاره است ؟
رابعا : در باب انگلستان تحقيق جداگانه و عليحده بكن ، و ببين اينان كه در سايه ماهوت و قلمتراش ، اينهمه شهرت پيدا كرده اند ، از چه قماش مردم و از چه قبيل قوم اند ؟ اينكه ميگويند در جزيره اى ساكن اند ، ييلاق و قشلاقى ندارند ، و قوت غالب شان ماهى است ، راست است يا نه ؟ اگر راست باشد چطور ميشود كه يكى در جزيره بنشيند هندوستان را فتح كند ؟ پس از آن در حل اين مسئله كه اينهمه در ايران در دهن ها افتاده است صرف مساعى و اقدام بنما ، و ليك بفهم كه در ميان انگلستان و لندن چه نسبت است ؟ آيا لندن جزيى از انگلستان است يا انگلستان جزيى از لندن ؟
خامسا : به علم اليقين تحقيق بكن كه كمپانى هند ، كه اينهمه مورد مباحثه و گفتگوست ، با انگلستان چه رابطه اى دارد ؟ وبنا به اشهر اقوال ، عبارت است از يك پيره زن ، و به اعلى قول بعضهم مركب است از چند پيره زن ؟
آيا راست است كه " مرغريت " _(مارگريت ) يعنى خداوند تاتاران زنده و جاويد است و اورا مرگ نيست ؟ يا اينكه فنا پذير است ؟
همچنين در باب اين دولت لا ينفهم انگلستان با دقت تمام وارسى نموده ، بدان كه چگونه حكمرانى است و صورت " عكس " حكمران او چيست ؟
سادسا " از روى قطع و يقين غور و بررسى ينگه دنيا را نموده ، و در اين باب سر مويى فرو نگذار .
سا بعا و بلكه اخيرا : تاريخ فرنگستان را بنويس و در مقام تفحص و تجسس آن بر آى كه اسلم شقوق و احسن طرق براى هدايت فرنگيان گمراه به شاهراه اسلام ، و باز داشتن ايشان از اكل ميته و لحم خنزير كدام است ... "

منبع : www.gilehmard.com



 


  
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٦


مراسم خواندن سرودهاي مذهبي مخصوص كريسمس

هفته پيش تو محوطه كازينو* پرت مراسم خوندن سرودهاي مذهبي (Carols) بود. درست مثل شبيه‌خواني‌هاي ماه محرم تو ايران!!!
ملت رو چمن نشسته بودن (يا رو زيلو و فرش يا رو صندلي‌هاي تاشو كه آورده بودن) و با سرودخوان‌ها همراهي ميكردن. وقتي رسيديم نفري يه كتابچه دادن كه متن سرودها رو روش نوشته بودن. گروه موزيك كه مينواختن، همه مردم سرود ميخوندن اين هم شبيه خوندن تماشاچي‌هاي استاديوم آزادي بود!!!!
هماهنگي مردم با موزيك خيلي جالب بود. سرودها هم در مورد كريسمس و تولد حضرت عيسي و اين جور چيزها بود. يعني بطور كل در مورد شادي ميخوندن و حرفي از نحوه مردن يا كشته شدن حضرت عيسي يا اصحاب ايشون نبود!!!
ديشب هم كه شب كريسمس بود اينجا با چندتا از دوستامون كه سالهاست اينجا هستن رفتيم به يك مراسم مشابه تو كليسا كه اون هم خوب بود.
چند تا عكس از مراسم محوطه Burswood اينجا ميذارم.
* احتمالا" همه ميدونن كه تو كل آمريكا قمار ممنوعه و هركسي بخواد قمار كنه بايد بره شهر LasVegas ولي تو استراليا قمار آزاده و همه شهرها كازينوهاي بزرگ دارن. مال شهر پرت هم اسمش هست Burswood كه ميارزه آدم يه بار بره و ببينه.








  
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ دی ۱۳۸٦