سخت گیرد این جهان بر مردمان سخت‌گیر

 تو یه مطلب دیگه هم در مورد مهاجرت نوشته بودم که به نظر من هرکسی قبل از شروع به اقدام برای مهاجرت باید تصمیم خودش رو قطعی بگیره و اهداف خودش از مهاجرت رو مشخص کنه و برای رسیدن به هر هدفی هم یک زمان منطقی تعیین کنه. بعنوان مثال یکی از اهداف من (هرچند ممکنه خنده‌دار باشه) خریدن یه اتومبیل جگوار کوپه‌ی صفر کیلومتره (نخندید دیگه) ولی زمان رسیدن به این هدف رو ده سال بعد از مهاجرت قرار دادم. حالا اگه این زمان رو تعیین نکرده بودم و شش ماه بعد از مهاجرت میدیم نمی‌تونم جگوار بخرم، نباید بگم مهاجرت من بیهوده بوده چون به یکی از اهدافم نرسیدم. بگذریم.

مورد دیگه روزمره‌گی زندگیه. اینجا هم مثل هرجای دیگه‌ای در دنیا خود شخصه که باید از دچار شده به روزمره‌گی جلوگیری کنه. این کار خوشبختانه اینجا خیلی ساده‌تر از ایران قابل اجراست و آدم انتخاب‌های زیادی داره. مثلا‌" یکی از دوستای من شروع‌کرده به یادگیری Windsurfing. یه کلاس 6 ساعته رفت 150 دلار. الان هم آخر هفته‌ها میره وسایل اجاره میکنه و تمرین میکنه برنامه‌اش هم اینه که بعد از اینکه خوب یاد گرفت وسایل بخره. زندگی اینجا یه نواخت‌تر از ایرانه و اتفاقات عجیب و غریب هم خیلی نمیافته (بعنوان مثال مثل ایران هر هفته ده‌ها نفر تو تصادف رانندگی کشته نمیشن) و باعث میشه آدم حوصله‌اش از زندگی سر بره. در این مواقع بهترین کار اینه که خودش رو سرگرم یه کار مفید بکنه. موج‌سواری، غواصی، ماهی‌گیری، دوچرخه سواری، رفتن به کازینو یا نایت کلاب (در مورد مفید بودن این یکی خیلی مطمئن نیستم و از من نشنیده بگیرین)، ...

خوب باشید.

  
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :مهاجرت و تگ های این مطلب :مشکلات


روز استراليا

هر سال روز 26 ژانويه رو بعنوان روز ملي استراليا جشن مي‌گيرن. اين روز يادآور استقرار اولين اروپائيان تو قاره استرالياست و سالروز تاسيس مستعمره كيفري بريتانياست كه توسط كاپيتان آرتور فيليپ در خليج سيدني بندر جكسون واقع در نيوساوت ولز انجام شده. روز استراليا در تمام ايالتها و قلمرو‌هاي استراليا تعطيل عموميه.
ما اون روز رفته بوديم Kings Park تا آتش‌ بازي رو تماشا بكنيم. اين هم چند تا عكس از اون روزه:















  
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٦


"بچه‌ها در سرزمین کانگوروها" یا "فرق مدارس استرالیا و ایران"

ما که رسیدیم استرالیا، همون هفته اول رفتیم دنبال ثبت نام بچه‌ها در مدرسه. یک مدرسه ابتدایی نزدیک خونه بود که اول به اونجا مراجعه کردیم، مسئولش گفت چون شما از یک کشور غیرانگلیسی زبان اومدین، بچه‌هاتون باید تو مدارسی ثبت نام بشن که مرکز مخصوص برای مهاجرین دارن. به این مراکز Intensive English Centre (IEC) میگن و تمرکز اصلی روی زبان انگلیسیه. بعدش هم یک دبیرستان که IEC داره بهمون معرفی کرد که دختر بزرگمون سپیده رو اونجا ثبت نام کردیم. مدرسه ابتدایی رو هم مدیر دبیرستان معرفی کرد برای دختر کوچکمون سحر. بچه‌های زیر 12 سال باید توی مدرسه ابتدایی ثبت‌نام بشن.

توی دبیرستان غیر از انگلیسی این درس‌ها هم هست:

 Mathematics، Science، Art، Design and Technology، Home Economy و ورزش.

توی دبستان درس‌ها انگلیسی و ریاضی و هنر و ورزش هستن.

کلاس بچه‌ها نسبت به سنشون مشخص میشه. یعنی سحر که 11 سالشه تو کلاس ششم (سال آخر دبستان) و سپیده 13 ساله تو کلاس هشتم ثبت نام شدن. تحصیل تو مرکز IEC باعث نمیشه که بچه‌ها عقب بمونن یعنی بعد از 4 ترم (یک سال) که توی IEC درس خوندن و تونستن برن کلاس‌های عادی مدرسه، میرن کلاس بالاتر.

اما بگم از اندازه مدرسه‌ها: تقریبا" همون اندازه مدارس ایران هستن!!!! فضای سبز کنار مدرسه اندازه یک زمین فوتباله که تو این فضا بچه‌ها ورزش میکنن (عین ایران). بچه‌ها رو دو هفته بردن استخر سرپوشیده برای آموزش شنا. دبیرستان هم استخر روباز داره و وقتی هوا گرمه بچه‌ها زنگ ورزش رو میرن استخر.

کل شهریه‌ای که بابت ثبت نام تو دبستان گرفتن 40 دلار بود یعنی پول 30 لیتر بنزین. سرویس بچه‌های دبستان مجانیه و هرروز ساعت هفت و چهل یه ماشین ون میاد از درب منزل بچه‌ رو ورمیداره بعدازظهر هم برمیگردونه. شهریه ثبت نام تو دبیرستان البته تقریبا" 400 دلار شد که شامل هزینه کتاب، یونیفورم، مواد مورد استفاده تو کلاس آشپزی (بخشی از درس‌های Home Economics) و ....

آخر هر ترم از اولیاء دعوت میکنن که در مورد پیشرفت بچه گزارش بدن، قبلش هم میپرسن که اگه بخواین میتونن مترجم دعوت کنن. یک گزارش کتبی کامل از نحوه پیشرفت دانش‌آموز در زمینه‌های مختلف که توسط معلم ارائه میشه.

چگونگی آداپته شدن بچه‌ها: واقعیت اینه که ترم اول برای بچه‌ها مشکل بود و چون نمی‌تونستن با بقیه ارتباط برقرار کنن خیلی از مدرسه خوششن نمیومد. ولی از ترم دوم تقریبا" جا افتادن. اینهم به خاطر اینه که معلم‌هاشون برای همین کار آموزش دیدن و وظیفشون کمک به برقراری ارتباط بچه با دیگرانه. بعنوان مثال هر ماه به کسی که بیشتر به بقیه کمک کرده جایزه میدن و این موضوع باعث میشه بچه‌های قدیمی‌تر تشویق بشن که به بچه‌های جدیدتر کمک کنن و باهاشون ارتباز برقرار کنن. بچه‌های ما از ملیت‌های مختلف دوست پیدا کردن: چینی، صرب، اسرائیلی، مقدونیه‌ای، ویتنامی، مالزیایی و ...

سال تحصیلی اینجا از هفته اول فوریه شروع میشه و شامل 4 ترمه که هر ترم دو ماه و نیم طول میکشه بین ترم‌ها هم دو هفته تعطیل هستن. بعد از ترم آخر که آخر هفته دوم دسامبر تموم میشه تا شروع سال جدید یک ماه و نیم تعطیل هستن که میشه نصف دسامبر و کل ژانویه.

خلاصه اینکه وضع بچه‌ها در سرزمین کانگوروها خوبه و شاید بشه گفت بهتر از وضع بزرگترهاست.

 

خوب باشید

  
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ بهمن ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :مدرسه و تگ های این مطلب :استرالیا و تگ های این مطلب :پرت و تگ های این مطلب :تحصیلات