داستان روزهای اول (با تاخیر)

سلام دوستان،


یکی از دوستان عزیز (هاله) در مورد بیمه خدمات درمانی پرسیده بود، سعید سبز باشین هم در مورد سفر هوایی از تهران تا استرالیا سئوال کرده بود که هر دوتاشو اینجا توضیح میدم:


من به فاصله 12 روز زودتر از فرزانه و بچه‌ها اومدم استرالیا، پروازی که انتخاب کرده بودم ساعت 1 بعد از نیمه شب از تهران حرکت میکرد و 3 ساعت توی دبی توقف داشتم بعدش ساعت 10 صبح (به وقت امارات) از دبی حرکت کردم و ساعت 1 بعد از نیمه شب (به وقت غرب استرالیا)  به پرت رسیدم (یعنی 11 ساعت پرواز). خوشبختانه چون پرواز شلوغ نبود یکی از سه صندلی کناری رو به من داده که دو تای دیگه هم خالی بود و من هر وقت میخواستم روی سه صندلی میخوابیدم. همه فیلم‌هایی که پخش میشد رو دیده بودم (حالا به خیال خودشون فیلم‌های روز رو گذاشته بودن غافل از اینکه ما DVD این فیلم‌ها رو 2500 تومن خریده و دیده بودیم.) به دلیل خستگی روزهای آخر تقریبا" اکثر مدت پرواز رو خواب بودم.
نزدیک پرت که شدیم یه فرم دادن پر کنیم. توی فرم غیر از اطلاعات به اصطلاح پرسنلی، در مورد پول همراه و همینطور غذا و یا گیاه همراه سئوال کرده بود. در مورد گیاه خیلی سخت گیری میکنن و اگه خام باشه ضبط میکنن و بعنوان نمونه 3 کیلو مغز گردو همراه فرزانه رو ازش گرفته بودن. البته تو بعضی موارد مثل بادوم خام یا پسته خام میگن اگه میخوای 30 دلار بده تا اینارو برات سرخ کنیم. در مورد پول همراه هم من خودم 10 هزار دلار همراهم بود که توی فرم نوشتم. هیچ سئوالی هم نکردن وقتی فرم رو میدیدن. فکر نمیکنم محدودیتی داشته باشه. البته راه بهترش انتقال از طریق بانکه.
پرت که رسیدم وکیلمون یه نفر رو فرستاده بود دنبالم که منو برد به هتلی که برام رزرو کرده بودن. صبح اون آقا دوباره اومد دنبالم و توی چند روز بعدی کمکم کرد. بابت این کار ساعتی 25 دلار شارژم میکرد.
اولین کاری که کردیم (همونطور که توی فایل فارسی "به استرالیای غربی خوش آمدید" نوشته – حتما میدونید که این فایل رو برای همه ایالتها از سایت اداره مهاجرت میتونین دانلود کنین) رفتیم سراغ حساب بانکی، CenterLink، Medicare، Tax File Number، پیدا کردن خونه و خریدن ماشین.
حساب بانکی: برای حساب بانکی رفتیم Commonwealth Bank که خیلی راحت بود و با ارائه پاسپورت و آدرس (داشتن آدرس برای تمام مراحل لازمه – روزهای اول میتونین از آدرس یکی از دوستانتون استفاده کنین که البته بعد که خونتون مشخص شد باید به همه جاهایی که اون آدرس رو داده بودین باید اطلاع بدید) حساب باز شد. چند روز بعدش هم کارت ATM اومد به آدرسی که داده بودم.
CenterLink: اون هم راحت انجام شد و بعد از ثبت نام از مسئولش در مورد TFN پرسیدم که فرم اون رو هم خودش برام پر کرد و نامه اون هم چند روز بعد رسید. TFN رو باید به بانک و کارفرما ارائه داد تا کارفرما مالیات حقوقتون رو با این شماره به اداره مالیات پرداخت کنه.

Medicare: این رو بعد از اینکه بچه‌ها رسیدن رفیتم. یه کارت بهمون دادن (باز هم با پست) که روش اسم هر چهارتامون هست و هرموقع بخواهیم از خدمات بیمارستاه های دولتی استفاده کنیم با اون کارت خدمات مجانی میشه. روزهای اول یه بار که یکی از دخترامون تب کرده بود شب ساعت 9 رفتیم به یه بیمارستان بعد از معاینه اولیه توسط یه پرستار توی همون سالن انتظار (که خیلی هم شلوغ بود) گفتن باید حدود 4 ساعت منتظر باشین تا دکتر ببینتش. ما هم حوصله چهار ساعت نشستن تو یه سالن پر از بچه مریض رو اصلا" نداشتیم از یکی از پرستارها آدرس یه داروخونه شبانه روزی رو گرفتیم و رفتیم اونجا دکتر داروخونه هم بعد از اینکه علائم رو براش توضیح دادیم یه شربت داد که با همون شربت مشکل حل شد. در واقع برای سرماخوردگی و سرفه و گلودرد و اینجور چیزها به همین ترتیب باید عمل کرد. مگه اینکه مثلا" نیاز به آنتی بیوتیک باشه (مثل عفونت گلو) که اونو دیگه بدون نسخه نمیدن.
خدمات درمانی دیگه‌ای که توی استرالیا هست بهش میگن Healthcare که بعد از اینکه دو سال از اقامت تو استرالیا گذشت کارتش رو میدن و دامنه خدمات رایگان بیشتر میشه. نیازی به سیتیزن شدن هم نداره و تنها شرطش اقامت به مدت حداقل 104 هفته توی استرالیاست.

روز اول، اون جائیکه رفته بودم CenterLink، یه Real Estate Agent بود که یه خونه‌ی نوساز برای اجاره داشت هفته‌ای 350 دلار که چون هم مبلغش بیشتر از عددی بود که ما در نظر داشتیم بگیریم و هم جاش به خورده دور بود قبول نکردم. من از ایران چند تا خونه رو (از سایت realestate.com.au) نشون کرده بودم که وقتی رسیدم برم ببینم که به هر کدوم تلفن کردم یه ساعت پرتی رو برای بازدید پیشنهاد میکردن، من هم چون میخواستم هرچه سریعتر خونه رو اجاره کنم و شبی 100 دلار به هتل پول ندم، رفتم همون خونه‌ی نوساز رو توی LANDSDALE با هفته‌ای 340 دلار اجاره کردم.
ماشین رو هم اولش یه ماشین فورد فالکون مدل 2000 پیدا کرده بودم که مال یه آقای افغانی که الان هم با هم دوست بودیم بود و 12 هزار دلار میگفت خودش هم گازسوز بود (ماشین رو میگم نه اون آقای افغانی) ولی چون 105 هزار کیلومتر کار کرده بود نخریدمش که بعدا" پشیمون شدم. یه هیوندایی اکسنت مدل 2003 خریدم 11 هزار دلار.
اینجا چون شهر گسترده است فاصله‌ها زیاده و کارکرد ماشین‌ها بالا دلیلش هم اینه که همه خونه‌ها ویلاییه و آپارتمان فقط تو مرکز شهر پیدا میشه. کارکرد یه ماشین با عمر 5 سال تو ایران حدود 30 هزار کیلومتره (ماهی 500 کیلومتر) ولی اینجا ماشین‌ها اگه معمولی کار کرده باشن ماهی 1000 کیلومتر راه رفتن. خود من تو این 8 ماه 16 هزار کیلومتر یعنی ماهی 2000 کیلومترکار کردم .

 

راستی امروز صبح یه عنکبوت پشت قرمز (Red Back) تو حیاط پیداکردیم که بعد از کشتنش  دادیم مورچه‌ها بخورنش. این هم عکسشه.

 Red Back Spider

خوب باشید.

  
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦