یکسال گذشت

امروز یک ساله که به اتفاق فرزانه و بچه ها در استرالیا هستیم. من 13 ژوئن و بقیه 26 ژوئن وارد استرالیا شدیم. اگه بخواهم یک مرور داشته باشم از این یک سال باید بگم، علی رغم مشکلاتی که اینجا وحود داره از اومدن به استرالیا پشیمون نیستیم. درسته که تو ایران زندگی نسبتا" راحت تری داشتیم (به لحاظ مالی) ولی وقتی به بچه ها فکر میکنم میبینم این آینده ای که اینجا براشون متصوره، به هیچ وجه تو ایران عملی نبود. به قول یکی از دوستان بسیار بزرگوار و عزیزم (این حرف رو وقتی من تازه داشتم برای مهاجرت اقدام میکردم میگفت): بهترین سرنوشتی که ممکنه برای یه دختر تو ایران پیش بیاد اینه که یه شوهر خوب پیدا کنه خنده. 

توی این یکسال اتفاقات خوب و بدی برامن اتفاق افتاده (البته به قول فرزانه اون اتفاقات هم که بهشون میگیم بد حتما" به صلاحمون بوده) اهم این اتفاقات اینها هستند:

-          اجاره خونه و خرید ماشین و لوازم زندگی در بدو ورود

-          ثبت نام بچه ها در مدرسه – در دوره مخصوص زبان انگلیسی  – از ژوئیه امسال بچه ها میرن مدرسه معمولی.

-          پیدا کردن کار بعد از یک ماه و نیم توی شرکت Unisys

-          آشنا شدن با تعدادی از ایرانیهای مقیم پرث و برقراری ارتباط نزدیک با دو خانواده عزیز جواهردشتی و برزی نژاد

-          یک مسافرت دو روزه به اتفاق همون دو خانواده

-          از دست دادن کار پس از سه ماه کار کردن و یک ماه و نیم دیگه بیکار بودن ناراحت

-          پیدا کردن کار در شرکت Alphawest

-          آمدن و اقامت دو ماهه پدرم پیش ما

-          شروع به تحصیل فرزانه در TAFE در رشته Accounting

-          رفتن به چهار کنسرت مختلف (امید، لیلافروهر، بیژن مرتضوی و شهرام شب پره) – در مورد این کنسرت ها یه مطلب جداگانه اگه وقت کردم مینویسم.

دست آخر اینکه اگه بخوام چند تا توصیه به دوستان در حال مهاجرت بکنم اینه که:

۱- انگلیسی خودتون رو تقویت کنین
۲- انگلیسی خودتون رو تقویت کنین
۳- انگلیسی خودتون رو تقویت کنین
۴- انگلیسی خودتون رو تقویت کنین
۵- باز هم انگلیسی خودتون رو تقویت کنین

 

خوب باشید.

  
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ تیر ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :مهاجرت و تگ های این مطلب :استرالیا و تگ های این مطلب :پرث