دوباره سلام،

بنا یه دلایلی اصلا" دلم نمیخواست اینجا چیزی بنویسم تا اینکه یه خبری شنیدم که اون دلایل رو کمی تا قسمتی از بین برد یعنی کمرنگش کرد. از عزیزانی که باعث و بانی اون خبر بودند تشکر میکنم.
******************************

دختر کوچکمون سجر ابتدایی رو تموم کرد و از فوریه میره دبیرستان. تو همون دبیرستان که سپیده هست اسمش رو نوشتیم. چند شب پیش برای آشنایی والدین ما رو دعوت کردن ساعت 7 تا 9 شب به مدرسه. اول مدیر و مسئولین یه خورده صحبت کردن و بعدش ما رو به چهار گروه تقسیم کردن پدر و مادر رو هم تو دو تا گروه مجزا قرار دادن. بعدش ما رو بردن و قسمتهای مختلف مدرسه و کلاسهای رو نشونمون دادن. من تو گروهی بودم که کلاسهای  Design & Technology  و  Maths رو دیدم. فرزانه هم کلاسهای Home Economy و  Science.
سر هر کلاس نحوه تدریس اون درس و وسایل کمک آموزشی رو نشونمون میدادن. کلاس Design & Technology در واقع سه تا کارگاه بود: نجاری، فلزکاری و اتومکانیک. توی کلاس Home Economy هم فرزانه و گروهش آشپزی یاد گرفته بودن. (البته فرزانه از قبل یه خورده آشپزی بلد بودزبان).
بعدش هم از ما با غذاهایی که پخته شده بود و همینطور شراب پذیرایی کردن. (جای همه دوستان خالی)

  
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :استرالیا و تگ های این مطلب :مدرسه و تگ های این مطلب :پرت